خرید بک لینک
سلام عزیز دلم.خوبی ؟ قربونت برم،خدا کنه خوب باشی و خوب رشد کنی!من تموم سعیمو میکنم که خوب و مفید غذا بخورم تا تو کمبود نداشته باشی اما گاهی حالم بد میشه و نمیتونم!بابت اون موقع ها و لحظه ها معذرت میخوام. هنوز نمیدونیم تو دختری یا پسر عزیزکم!در مورد اسمت گاهی با بابای مهربونت حرف میزنیم اما هنوز به نتیجه نرسیدیم! هرچی باشی ؛چه دختر چه پسر برای ما خیلی عزیز هستی ،و دوست دارم قبل از همه چیز ،قبل از اینکه در محدودیت جنسی دختر یا پسر قرار بگیری همیشه یک انسان باشی؛یک انسان باایمان و بااخلاق و باشرف. انسانی که تمام تلاشش این باشه که رضایت خالق خودشو در نظر میگ

برچسب: دل نوشته هایی با خدا,دل نوشته هایی برای خدا,دل نوشته هایی برای مادر,دل نوشته هایی برای امام رضا,دل نوشته هایی برای پدر,دل نوشته هایی برای امام زمان,دل نوشته هایی در مورد مادر,دل نوشته هایی از تنهایی,دل نوشته هایی عاشقانه,دل نوشته هایی در مورد مرگ, نویسنده: مهتاب امیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 18:19

سلام عشق زندگی ما.خوبی عزیزکم؟ چندروز پیش رفتم سونوگرافی!به اقای(اینجا سنوگراف خانوم نداره؛واسه همین دیگه مجبور شدم برم پیش اقای سنوگراف) دکتر گفتم میشه همسرم هم بیان و صدای قلب کوچولومونو با هم بشنویم؟!اقای دکتر گفت بله؛همسر شما از همون اول هم میتونستن تشریف بیارن!یکی رفت و باباجون رو صدا زدن و اومدن توی مطب دکتر.دستگاهشو گذاشت و اینور و اونور کرد تا تو رو پیدا کرد و صدای تند قلبت رو شنیدیم!خیلی خیلی خوشحال شدیم!صدای قلبتو ضبط کردیم بیشتر از قبل باورت کردیم!تازه اقای دکتر هم گفت احتمالا دختره!(به هیچکی هنوز نگفتیم)!منتظریم مشخص بشه و برم برات چیزهای

برچسب: دل نوشته هایی با خدا,دل نوشته هایی برای خدا,دل نوشته هایی برای مادر,دل نوشته هایی برای امام رضا,دل نوشته هایی برای پدر,دل نوشته هایی برای امام زمان,دل نوشته هایی در مورد مادر,دل نوشته هایی از تنهایی,دل نوشته هایی عاشقانه,دل نوشته هایی در مورد مرگ, نویسنده: مهتاب امیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 18:19

کوچولوی ناز من سلام.

انشاءالله که خوب باشی.دیشب باباجون برات یه ست لباس خیلی ناز گرفته و ظرفهای قشنگ!خیلی خوشحال شدم...خیلی دوسشون دارم.امیدوارم تو هم خوشت بیاد.

خب برم به کارهام برسم و برای باباجون ناهار خوشمزه درست کنم عشقم!

خدای مهربون مراقبت باشه گل من

برچسب: دل نوشته هایی با خدا,دل نوشته هایی برای خدا,دل نوشته هایی برای مادر,دل نوشته هایی برای امام رضا,دل نوشته هایی برای پدر,دل نوشته هایی برای امام زمان,دل نوشته هایی در مورد مادر,دل نوشته هایی از تنهایی,دل نوشته هایی عاشقانه,دل نوشته هایی در مورد مرگ, نویسنده: مهتاب امیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 18:19

سلام بی بی... خوبی؟ اخ که یاد اون در چوبی که در میزدم و میومدم تو حیاط و تو از خونه میومدی بیرون و میگفتی بفرما... بعد میدی منم و لبت به خنده وا میشد محکم بغلم میکردی و میبوسیدیم.... چایی ات به راه بود و .... دلم خیلی برات تنگ شده.... اخ که چقد زود دیر میشه و چقد زود میگذره لحظه های با هم بودنمون.. الهی خدا بیامرزدت بی بی جون... نگاهت و خنده هات ....یادش بخیر تو رو خدا قبل از اینکه دیر بشه یه کم به هم محبت کنیم. خوشحالم که هرموقع جایی بودم و میومدم روستا حتما بهت سر میزدم ولو برای چند ساعت... دلم به اون سر زدن ها اروم میشه.. خواهش میکنم اگه کسی این پست رو خوند برای همه رفتگ

برچسب: برای مادربزرگم,برای مادربزرگم چی بخرم,برای مادربزرگم دعا کنید,شعری برای مادربزرگم,متن برای مادربزرگم,دلم برای مادربزرگم تنگ شده,نامه ای برای مادربزرگم, نویسنده: مهتاب امیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 18:19

سلام کیمیای عزیزم... از وقتی مصاحبه ات رو دیدم و گفتی که همیشه از خدا خواستی خیر رو برات رقم بزنه و از مردم هم خواستی که برات همین دعا رو بکنن مهرت به دلم نشست!و برات همین دعا رو کردم!هرچند هم که ته دلم مثل خودت طلا رو برات میخواستم!!با این سن و سال بزرگ فکر میکنی و برات خیلی خوشحالم..امروز که دیدم صاحب مدال شدی که اول فکر کردم طلا گرفتی از فرط خوشحالی به همسرم اس ام اس دادم(اخه سرکلاس بود وگرنه زنگ میزدم!)که کیمیا طلا گرفته!انگار که خواهر و بچه ی خودم بودی برات خیلی خیلی خوشحال شدم!!که بعدا فهمیدم برنز بوده مدالت!بازم هم عالی بود!و افرین به تو دختر ایران زمین

برچسب: نویسنده: مهتاب امیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 18:19

صفحه بندی